ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

257

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

راه بى خبر و از بلاها و مكانهاى ترسناك آن بى اطلاع باشد . چنين شخصى نمىداند به چه كارى اقدام كرده است و چون در آن راه سالم به مقصد برسد هيچ فرد خردمندى او را مصيب نمىداند بلكه همگى زبان به نكوهش و سرزنش او مىگشايند و او را فردى بى باك ، خود خواه و هلاك كننده خويشتن مىشمارند . و اين حالت خلاف حالت كسى است كه مشورت مىكند . چون اگر بعد از مشورت به خواستهء خود هم نرسد در عرف خردمندان مصيب شمرده مىشود . زيرا مانند كسى است كه در راهى مىرود و به اوضاع آن راه و امنيّت آن آگاه است و در بين راه بر حسب اتفاق به دزدى برخورد مىكند . خردمندان چنين شخصى را كه راه را با مشورت سپرى كرده است خطا كار نمىشمارند . در اين كلمهء امام عليه السلام هشدارى بر واجب بودن مشورت است . چون همهء خردمندان كسى را كه ترك مشورت كند نكوهش و مشورت كننده را ستايش مىكنند . و شخص اوّل را خطاكار مىدانند اگر چه به حقيقت رسد و نفر دوّم را درستكار مىدانند ، اگر چه زيان ببرد . و خردمندان اتّفاق نظر دارند بر اين كه بر هر شخص دور انديشى لازم است كه به كسى كه از نظر درجه برتر يا فروتر از اوست مراجعه كند . چون فضيلت و كمال در هيچ كس كامل نيست و به شخص خاصّى هم اختصاص ندارد و رأى يك نفر در كارهاى خصوصى كافى نمىباشد . و در كارهاى همگانى نيز نفعى ندارد . و همگى عاقلان متفقّند كه رأى درست ستوده و صاحب آن بر ديگران برترى دارد و در كارها لازم است از او كمك گرفت . به اين دليل كه در كارها عقلى نيرومند دارد . و در استخراج رأى صحيح در كارهايى كه بايد مصلحتش را در موقع انجام دادن سنجيد ، حسن نظر دارد ، و راجع به همين مطلب ابو طيّب متنّبى شاعر ، شعر ذيل را سروده است : فكر و تدبير جلوتر از دلاورى دلاوران است نخست بايد تدبير كرد و در مرحلهء دوم شجاعت را به كار برد و چون تدبير و دلاورى در يك فرد جمع شود در بلند مرتبگى به هر جايى خواهد رسيد ( 1 ) . از مثلهاى تازيان در ستايش انديشه ، گفتار على عليه السلام است : انديشهء مرد

--> ( 1 ) الراى قبل شجاعة الشجعان هو اوّل و هى المحل الثاني فاذا هما اجتمعا لنفس مرّة بلغت من العلياء كل مكان